پایگاه اطلاع رسانی مرکز طبع و نشر قرآن جمهوری اسلامی ایران مصحف جمهوری اسلامی، قرآن، قران کریم، ایران مصحف، طبع، نشر

مرکز طبع و نشر قرآن جمهوری اسلامی ایران

دیدار محققین مرکز با دکتر قولاچ


» کد خبر: 10056
» 20 دی 91 ساعت 11:48
خانه » اخبار
دیدار محققین مرکز با دکتر قولاچ

دکتر طیار آلتی قولاچ یکی از محقّقینی است که در زمینه رسم‌الخط قرآن تحقیقات ارزشمندی را انجام داده است و از جمله آثار چاپ شده‌ی ایشان می‌توان به موارد زیر اشاره نمود:

مصحف منسوب به امیرالمؤمنین؛ 

مصحف منسوب به عثمان؛

مصحف قاهره؛ که همگی از مصاحف منسوب به قرن اوّل می‌باشد.
ایشان حدود 8 سال وزیر دیانت ترکیه بود و در آن زمان برای اینکه کارهای دینی در ترکیه جنبه دولتی پیدا نکند، وقفی را به نام وقف دیانت تأسیس کرد. ضمناً‌ ایشان هم‌اکنون رییس مرکز ایسام (مرکز تحقیقات علوم اسلامی ترکیه) و همچنین رییس هیئت امنای دانشگاه 29 مایس زیر نظر وقف دیانت ترکیه است.
این دیدار با هماهنگی کنسولگری ایران در ترکیه در ساعت 15 روز دوشنبه 29 آبان ماه در دفتر آقای قولاچ که در قسمت استانبول آسیایی بود برگزار شد. 

دکتر قولاچ در ابتدای این جلسه از سفری که هفته گذشته برای دیدن مصحفی که به نظر می‌رسد نسبت به مصحف صنعاء و توپقاپی از قدمت بیشتری برخوردار است خبر داد. سپس استاد سیف به معرّفی حاضرین پرداخت و همچنین دکتر مستفید به اختصار فعالیت­های تحقیقاتی مرکز را در زمینه رسم و ضبط بیان کرد.

پس از توضیحاتی که توسط استاد سیف در خصوص اسالیب ضبط، خصوصاً حذف حرکات کمکی و سکون و شیوه‌ی مرکز ارائه شد دکتر قولاچ حذف این حرکات را باعث اشتباه مردم ترکیه دانست و بیان کرد "البته هر کس به هر شیوه­ای آموزش ببیند با همان شیوه راحت­تر قرآن را می­خواند و در حقیقت بستگی به نوع آموزش دارد؛ من اعتراضی نسبت به این شیوه ندارم، بلکه معتقدم این شیوه ده برابر بهتر از آن چیزی است که برادران سعودی ما انجام داده­اند؛ چرا که برای عموم مردم علایم تجویدی ضرورتی ندارد بلکه برای قاریان ضروری است."

دکتر قولاچ مطالب خود را اینگونه ادامه داد:

امّا سؤالی اینجا مطرح است و آن اینکه، نظر شما در مورد رسم المحصف چیست؟ آیا رسمی که در مصاحف عثمانی به کار گرفته می­شد، امروزه برای ما معلوم است؟ خیر، ما آن را نمی­دانیم. ما چهار مصحف را کار کردیم و به نظر من این چهار مصحف قدیمی­تر از آن مصاحفی هستند که دانی و ابوداود از آنها روایت کرده­اند؛ یعنی بر خلاف آنچه آنها روایت کرده­اند، در این مصاحف کلمات به گونه­ای دیگر دیده می­شود. شما هم در ایران املائی را مشخص کردید و در واقع بهترین را به مردمتان ارائه کرده­اید، البته من از نظر فقهی نمی­خواهم بگویم که این کار جایز است یا نه، به نظر بنده وقتی می­گوئیم رسم المصحف، یعنی می­خواهیم به آن نگارش واقعی کلمات برسیم و به آن نزدیک شویم؛ ولی فکر می­کنم که ما با این کار تقریباً 50% به آن رسم نزدیک می­شویم چرا که مصاحف مورد نظر دانی و ابوداود را ما ندیده­ایم و فقط گزارشاتی از آن­ها به ما رسیده است. البته من هیچ اعتراضی ندارم که گزارشات آنها منبع ما در رسم کلمات باشد. به نظر بنده رسم یک امانت در دست ماست لذا ما باید تلاش کنیم که به آن رسم واقعی دست پیدا کنیم. چگونه این امر میسّر خواهد بود. سعودی­ها با توجّه به امکاناتی که دارند، ده­ها تن از علما را جمع کرده‌اند و گفته­اند که ما این املا را مشخص کرده­ایم ولی از نظر بنده هیچ است، آنها عیناً همان مطالب (مصحف امیری) را در انتهای مصاحفشان تکرار کرده‌اند، واقعاً چه کار باید کرد؟ پیشنهاد من اینست که همه کشورها مانند ایران، مصر، ترکیه و... قراء و متخصصین این کشورها یک کار چند ماهه و مشترکی را انجام دهند و این املاء را ببینند و تصمیم بگیرند. ایران کار خوبی انجام داده امّا ضمنعذرخواهی باید بگویم روش کار اشتباه است و این محکوم به ماندن در ایران است و نمی­تواند به جاهای دیگر راه پیدا کند. ما یک امت واحد هستیم و باید در املای قرآن اتفاق نظر داشته باشیم. وجود اختلاف در ضبط مهم نیست امّا رسم باید اتفاقی باشد. به عنوان مثال کلمه «البنات» در مصاحف صنعاء و توپقاپی و ... به اثبات الف است اما در مصحف مدینه و مصر به حذف الف نوشته و در این خصوص مثال فراوان است. من از مصاحفی که در یمن است و به خط حجازی نوشته شده منابع بسیاری در اختیار دارم که هر کدام نیاز به بررسی دارد، همچنین منابعی را از مصر آورده­ام که هنوز آنها را دسته­بندی نکرده­ام. در حین بررسی مصحف صنعاء شش مصحف دیگر را هم در نظر گرفتیم از­جمله مصحف تاشکند. 

در ادامه جلسه، درباره مصحف قدیمی منسوب به امیرالمؤمنین که در موزه آستان قدرس نگهداری می‌شود، اطلاعاتی به دکتر قولاچ ارائه شد.

دکتر قولاچ گفت: "وزیر دیانت ترکیه نیز به من گفته­اند که به مشهد بروم و این مصحف را  بررسی کنم و حتی با رایزن فرهنگی ایران نیز صحبت کردم اما هنوز به نتیجه نرسیده، با این حال، من فقط به مشهد فکر می­کنم و ممکن است مصاحفی در آنجا به قلم صحابه وجود داشته باشد، این کار ممکن است با همکاری شما انجام شود. من به دنبال خط حجازی هستم و خط حجازی قبل از خط کوفی است. لازم به ذکر است که مستشرقین ده برابر ما کار می­کنند، البته برای این که قرآن را به سایه ببرند. دو نمونه از آن­­ها را در کتاب خودم آوردم. در خصوص مصحف تاشکند باید بگویم که در دوره وزارتم سفری به آنجا داشتم کپی آن مصحف را به من دادند که تا سالها فکر می­کردم این مصحف، همه‌ی قرآن را دربردارد اما بعداً که بررسی کردم دیدم کمتر از دو سوم قرآن را دارد. بعداً آن را به کتابخانه سلیمانیه اهدا کردم. در سال 2008 هم برای دیدن آن دوباره به تاشکند سفر کردم و می­خواستم میکروفیلم آن را بگیرم که به من ندادند و فقط توانستم از فاصله دو متری آن را نگاه کنم و دوباره برگشتم. آنجا با یک نفر آشنا شدیم به نام حبیب­الله، آن شخص دو تا کپی از مصحف تاشکند گرفته بود. این مصحف 353 ورق است که 15 ورق آن به سرقت رفته و الآن فقط 338 ورق آن موجود است. از این 15 ورق، 7 ورق آن در موزه لندن به فروش رفته به قیمت 5/2 میلیون دلار. این مصحف را روسها بعد از فروپاشی روسیه به سن­­پترزبورگ برده بودند و در سال 1905 در پنجاه نسخه چاپ شده بود و در هر صفحه 12 سطر دارد که 6 سطر از پایین صفحه به خاطر رطوبت از بین رفته است. یکی از مستشرقین می­خواست آن را ترمیم کند امّا متأسّفانه خراب­تر کرده، متأسّفانه از اصل این نسخه چیزی باقی نمانده. وقتی لنین رأس کار بود، مسلمانان این مصحف را دوباره مطالبه می­کنند و لنین قبول می­کند که این مصحف را به مسلمانان بازگرداند و اول آن را به نزد مسلمانان اوفاتو می­فرستد، و سپس تحت نظر محافظین از روسیه به تاشکند فرستاده می­شود و در تمام طول مسیر مسلمانان مراسمی برپا می‌کردند برای دیدن این مصحف و با اشک چشم، این مصحف را همراهی کردند. امّا متأسفانه برادران ازبک به خوبی از آن محافظت نمی­کنند. من به آنها گفتم که حاضرم همه هزینه­ها، برای تهیه میکروفیلم آن را بدهم. البته من به یقین می­توانم بگویم هیچ­یک از این مصاحف جزء 6 مصحف عثمانی نیست، من مقیاس­هایی برای این مطلب دارم، مثلاً وقتی مصحف قاهره را دیدم طی دو روز مشخص کردم که این یکی از مصحف­هایی است که از روی مصحف عثمان، در مدینه کپی شده است. همچنین مصحف پاریس را هم که دیدم متوجّه شدم که از مصحف شام کپی شده است. در مواردی اشتباهاتی در این مصاحف دیده می­شد؛ مثلاً در نسخه توپقاپی انتهای یک صفحه به کلمه «کلوا» ختم شده و ابتدای صفحه بعد دوباره این کلمه تکرار شده و این امر اشتباه کاتب بوده است. همچنین در عبارت «ربنا آتنا........» کاتب کلمه «آتنا» را جا انداخته."

در ادامه‌ی جلسه ایشان نمونه­ای از مصحف توپقاپی و همچنین مصاحف کهنی که در موزه­های لندن و پاریس وجود دارد را به حاضرین نشان دادند. همچنینربنا بر درخواست محققین مرکز، میکروفیلم 4 مصحف کهن شامل مصحف توپقاپی، مشهدالحسینی مصر، صنعاء و... را بر روی CD به مرکز اهدا کردند.