پایگاه اطلاع رسانی مصحف
بر کرانه آیه‌ها

سوره بقره آیه ۱۳۶

سوره بقره آیه ۱۳۶

قولوٓا ءامَنّا بِاللهِ وَمآ اُنزِلَ اِلَینا وَمآ اُنزِلَ اِلیٰٓ اِبرٰهیمَ وَاِسمٰعیلَ وَاِسحٰقَ وَیَعقوبَ وَالاَسباطِ وَمآ اوتِیَ موسیٰ وَعیسیٰ وَمآ اوتِیَ النَّبِیّونَ مِن رَبِّهِم لا نُفَرِّقُ بَینَ اَحَدٍ مِنهُم وَنَحنُ لَه مُسلِمونَ (بقره/136)

 

معرفی نسخه (تصویر مربوط به مطالب آیه 136 سوره مبارکه بقره)

 شماره نسخه: gr.2" Zu 5956
محل نگهداری: موزه تاشکند، ازبکستان
نوع خط: کوفی، دسته C.I بر اساس دسته‌بندی دروش
تعداد برگه‌ها: 353 برگه 
تعداد سطور در هر صفحه: مختلف السطور بین 9 تا 12 سطر
ابعاد هر برگه: 530*680 میلی‌متر
جنس برگه‌ها: پوست
نشان پایان آیات: چند نقطه مستطیل‌شکل مورب
علامت تخمیس: مربع‌های مذهّبی استفاده شده که داخل آن‌ها با حروف ابجد نگاشته شده است.
علامت تعشیر: مربع‌های مذهّبی استفاده شده که داخل آن‌ها با حروف ابجد نگاشته شده است
نام سوره‌ها و تعداد آیات: در بین هر دو سوره، یک سطر خالی وجود دارد که در برخی موارد با نوارهایی مذهّب پوشانده شده است؛ بدون آنکه به نام سوره و تعداد آیات آن اشاره‌ای شده باشد.
نقط الاعجام: در ارتباط با برخی حروف، نقاط سیاه مستطیلی شکل جهت نقط الاعجام به کار رفته است.
روش علامت‌گذاری: به‌طورکلی، نسخه فاقد نقط الاعراب است.

  • اخبار تاریخی حاکی از آنند که عثمان در لحظات پایانی زندگی، مشغول قرائت قرآن بود که در همان حال کشته شد و قطراتی از خون وی بر روی مصحف ریخته شد (در این باره نک: ابن‌عساکر، 1415ق، 39/414). این بحث درباره مصحف تاشکند نیز که بنا به اعتقاد برخی، همان مصحف عثمان است، درگرفته است؛ به‌گونه‌ای که برخی مدّعی وجود لکه‌هایی از خون عثمان بر روی برگی از این مصحف شده‌اند. شیبونین پس از بررسی این ماجرا، وجود آثار و لکه‌های خون بر روی مصحف را رد کرده و گفته است: «تردیدی نیست که آثاری که امروز آن را بر روی مصحف می‌بینیم، در واقع مرکب قرمزرنگی است که عامدانه بر صفحات مصحف آغشته شده است.» (Shebunin, 1891, 76). شیبونین در ادامه، آغشته نشدن صفحات مجاور به لکه‌های خون را نیز دلیلی بر ردّ ادّعای وجود لکه‌های خون عثمان بر روی این مصحف می‌داند؛ زیرا بنا به قول او، مصحف عثمان طبعاً می‌بایست درحالی‌که خونش تازه بود، بسته شده باشد و در این صورت، لکه‌ها به صفحات مجاور نیز باید سرایت می‌کرد؛ درحالی‌که اثری از خون در صفحات مجاور دیده نمی‌شود.
  • با توجه به مطالب مذکور، روشن است که نمی‌توان انتساب مصحف تاشکند به خلیفۀ سوم، عثمان بن عفان را قابل پذیرش دانست.

برای توضیحات بیشتر در خصوص این نسخه به مقاله «بررسی تطبیقی رسم‌الخط مصحف تاشکند با قواعد و نقل‌های تاریخی رسم‌المصحف» مراجعه نمایید.

 

 


نکات لغوی-ادبی (بقره/136)

الاَسباطِ: قبائل بنی‌اسرائیل و نوادگان یعقوب.

اوتِیَ: داده شد (فعل مجهول از آتیٰ، یُؤتی، ایتاء). 

لا نُفَرِّقُ: فرق نمی‌گذاریم [در ایمان‌ آوردن به آنها].

mailمنبع: در محضر قرآن کریم، ج1، ص62

 


اشاره روایی (بقره/136)

عَن اَمیرِ المُؤمِنینَ (ع): وَفَرَضَ عَلَی اللِّسانِ الاِقرارَ وَالتَّعبیرَ عَنِ القَلبِ بِما عَقَدَ عَلَیهِ. فَقالَ عَزَّ وَجَلَّ «قولوا ءامَنّا بِاللهِ وَما اُنزِلَ اِلَینا».

امیرمؤمنان (ع): خداوند بر زبان واجب کرده که به آنچه دل به آن معتقد می شود، اقرار کند و آن را بازگو نماید؛ زیرا خدای عزوجل فرموده: «بگویید: به خدا و آنچه بر ما نازل شده ایمان آوردیم».

 

mailمنبع: من لا یحضره الفقیه، ج2، ص627.

 


شرح تفسیری آیه

قولوٓا ءامَنّا بِاللّٰهِ وَمآ اُنزِلَ اِلَینا وَمآ اُنزِلَ اِلیٰٓ اِبرٰهیمَ وَاِسمٰعیلَ وَاِسحٰقَ وَیَعقوبَ وَالاَسباطِ وَمآ اوتِیَ موسیٰ وَعیسیٰ وَمآ اوتِیَ النَّبِیّونَ مِن رَبِّهِم لا نُفَرِّقُ بَینَ اَحَدٍ مِنهُم وَنَحنُ لَه مُسلِمونَ (بقره/136)
بگویید: «به خداوند و آنچه بر ما نازل شده و آنچه بر ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و (پیامبران از) نوادگان (یعقوب) نازل شده و به آنچه به موسی و عیسی و پیامبران (دیگر) از جانب پروردگارشان داده شده، ایمان آوردیم. میان هیچ یک از آنان (در این‌که حق‌اند و از جانب خدا مبعوث شده‌اند) فرق نمی‌گذاریم و در برابر خدا تسلیم هستیم.» 

«وَمآ اوتِیَ موسیٰ وَعیسیٰ» یعنی هرچه به آن دو پیامبر نازل شده قبول داریم، نه هر آنچه نزد شماست و لذا نفرمود: «وَما اوتیتُم»؛ بنابراین اگر در برابر دعوت شما که می‌گویید: «کونوا هودًا اَو نَصاریٰ» و راه نجات را در مسیحی یا یهودی بودن می‌دانید، می‌ایستیم به دلیل وجود انحراف و خرافاتی است که در دین خدا ایجاد کرده‌اید وگرنه ما تورات و انجیل واقعی را که در آنها بشارت ظهور و بعثت پیامبر اسلام صلّی الله علیه و آله آمده است قبول داریم.

منظور از «اسباط» فرزندان یعقوب می‌باشد که از آنها جمعیتی به وجود آمد. بسیاری از مفسرین می‌گویند همهٔ آن‌ها پیغمبر بودند؛ ولی طبق اصول مذهب ما نمی‌توان این معنا را قبول کرد؛ زیرا ناگفته پیدا است که آنچه آن‌ها نسبت به یوسف انجام دادند معصیت بود و حال‌آنکه یکی از اصول مذهب ما این است که پیغمبر باید از معاصی و کارهای قبیح کوچک و بزرگ معصوم و منزّه باشد در قرآن هم دلیلی بر پیغمبر بودن همۀ آنان وجود ندارد.

mailمنبع: مجمع‌البیان، ج1، ص404، تفسیر نور، ج1، ص210.

نظرات
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران باشد و یا با قوانین جمهوری اسلامی ایران و آموزه‌های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید