بسم الله الرحمن الرحیم
دیدگاه نخست که دیدگاه غالب اهل سنت را تشکیل میدهد این است که قرآن کریم در زمان حیات پیامبر اکرم ﷺ کتابت شد اما جمع و تدوین آن صورت نگرفت. قائلان به این دیدگاه بر این باورند که در زمان خلیفه نخست و پس از شهادت قاریان در جنگ یمامه و نگرانی از نابودی آیات قرآن، ابوبکر به پیشنهاد عمر و توسط زید بن ثابت، نخستین بار آیاتی را که به صورت پراکنده بر روی تکههای پوست، استخوان شانه، چوب خرما و نیز حافظه صحابه بود را جمعآوری کرده و پس از شهادت دو شاهد مبنی بر مکتوب شدن آیه در حضور شخص پیامبر ﷺ، این آیات را در قالب «صحیفهها» گردآوری کرد تا از نابودی قرآن جلوگیری کند، هرچند مردم را بر یک قرائت واحد الزام نکرد. این صحف تا زمان فوت نزد ابوبکر، سپس نزد عمر و پس از او نزد حفصه دختر عمر نگهداری میشد. در زمان عثمان بار دیگر، با گسترش اختلاف در قرائتها، عثمان نسخههای اولیه (صحف) را از حفصه امانت گرفت و هیأتی به سرپرستی زید بن ثابت را مأمور ساخت تا قرآن را بر اساس گویش قبیله قریش در قالب مصحفهای یکسان تکثیر کرده و سایر نوشتههای متفرق را امحاء نمایند. وی پس از توحید مصاحف و استنساخ آنها، به هر یک از بلاد مهم اسلامی آن عصر، یکی از نسخه ها را ارسال نمود.
- دیدگاه دوم نیز همانند دیدگاه نخست بر آن است که قرآن کریم در زمان حیات پیامبر اکرم ﷺ کتابت شد ولی جمع و تدوین آن صورت نگرفت؛ اما در خصوص متولی امر گردآوری قرآن کریم، این گروه با گروه نخست (که خلفا را متولی امر جمع قرآن کریم پس از رحلت پیامبر اکرم ﷺ می دانستند) اختلاف نظر داشته و بر این باورند که پس از رحلت پیامبر(ص)، حضرت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب علیه السلام به جمع و تدوین قرآن کریم پرداختند. مستند باورمندان به این دیدگاه روایتی است که بر اساس آن، پس از رحلت پیامبر اکرم ﷺ، حضرت امیرالمؤمنین (ع) فرمودند: «من عبا بر دوش نخواهم انداخت مگر برای نماز جمعه، تا آنگاه که از جمع قرآن فارغ شوم.» این سخن دلالت بر آن دارد که قرآن در زمان حیات پیامبر ﷺ جمع و تدوین نشده بود و پس از رحلت ایشان، توسط امام علی (ع) گردآوری و تدوین شد.
- دیدگاه سوم که دیدگاه تحلیلی شماری از علمای شیعه و اهل سنت را تشکیل میدهد، این است که قرآن کریم در زمان حیات پیامبر اکرم ﷺ هم کتابت شده و هم جمع آوری و تدوین آن صورت پذیرفت. این دیدگاه به طور کلی، جمع و تدوین پس از پیامبر اکرم ﷺ را چه از سوی علمای اهل سنت و چه علمای شیعه مطرح شده باشد، مردود دانسته و تاریخ جمع و تدوین را به زمان پیامبر اکرم ﷺ میرسانند. در میان شیعیان، سید مرتضی (ره) بر اساس نقل مرحوم طبرسی و مرحوم آیت الله بروجردی ازجمله قائلان به این دیدگاه هستند که به نقد دو نگرش نخست مبنی بر عدم جمع و تدوین قرآن کریم در زمان پیامبر اکرم ﷺ و جمع در زمان خلفاء و امیرالمؤمنین علیه السلام پرداختهاند[1]. از میان دانشمندان اهل سنت نیز افرادی چون باقلانی، حاکم نیشابوری، ابوشامه، زرکشی، ابن حجر عسقلانی را می توان از جمله باورمندان به این دیدگاه بر شمرد که در پایان این مطلب شماری از دیدگاههای آنان ذکر خواهد شد.
و اما درخصوص دیدگاه سوم، دستهای از شواهد، اقوال و روایات - چنانکه طیفی از دانشمندان و محققان علوم قرآنی نیز بدان تصریح کردهاند- بهروشنی مؤید آن است که نگارش، جمع و تدوین اصلی قرآن کریم در زمان خود پیامبر اکرم ﷺ به طور کامل انجام شده بود که در ادامه به بیان برخی از آنها می پردازیم:
برخی از ادله قائلان به نگارش و جمع و تدوین قرآن کریم در زمان پیامبر اکرم ﷺ:
- در روایتی از امام صادق (ع) که در کتاب کافی نقل شده، از ایشان دربارهی خرید و فروش مصاحف سؤال شد؛ حضرت در پاسخ، رسم و شیوهی زمان رسول خدا ﷺ را اینگونه توصیف فرمودند که در زمان پیامبراکرم ﷺ نوشتههای قرآن را در فاصله میان محراب و منبر پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم گذاشته بودند تا هر کس خواست آمده و از روی آن نسخهبرداری کند. این روایت به طور ضمنی دلالت دارد که متن قرآن در زمان حیات پیامبر ﷺ مکتوب شده و در فضایی عمومی در دسترس همگان قرار داشته است.
- روایات ناظر بر تحزیب و تبویب قرآن که در طرق و منابع اهل سنت وجود دارد خود بیانگر آن است که تمام قرآن کریم در در زمان پیامبر (صلی الله علیه وآله و سلم) نگاشته شده بود. این روایات دلالت بر آن دارند که در زمان حیات پیامبر اکرم ﷺ، قرآن کریم تبویب و تحزیب شده بود و مسلمانان، آیات را بر اساس همین تقسیمبندیها تلاوت میکردهاند. اساساً فلسفهی تحزیب و تبویب قرآن، برای بخش بندی قرآن به منظور تلاوت مستمر و ختم آن بوده است؛ چرا که برخی از مسلمانان میخواستند به صورت روزانه و ... بخش مشخصی از قرآن را تلاوت کنند تا بتوانند در طول یک هفته یا یک ماه، یک ختم کامل قرآن داشته باشند و برای این منظور، نیازمند دستهبندیهای مشخصی بودهاند. از همینرو، ساختارهایی مانند احزاب سبعه (دستههای هفتگانه)، اجزای ثلاثین (سیگانه) و تقسیمات ۲۴۰ یا ۳۶۰گانه ناظر به همین امر پدید آمدهاند. در همین راستا روایتی وجود دارد که بر اساس آن، صحابه تصریح میکردند در زمان پیامبر اکرم ﷺ قرآن را به هفت بخشِ سورهمحور تقسیم میکردند؛ بدین صورت که حزب اول سه سوره اول، حزب دوم پنج سوره دوم، حزب سوم هفت سوره سوم، حزب چهارم نه سوره چهارم، حزب پنجم یازده سوره پنجم، حزب ششم سیزده سوره ششم و در نهایت حزب هفتم (حزب مفصل) از سوره «ق» تا پایان قرآن را شامل میشد. بر اساس نقلهایی دیگر، پیامبر اکرم ﷺ آموزش قرآن را ابتدا از «حزب مُفَصَّل» (سورههای کوتاه پایانی) آغاز میکردند و پس از اتمام آن، آموزش را از ابتدای قرآن پی میگرفتند. این تقسیمبندیها و بخشبندیهای مشخص (حزبها) در زمان حیات ایشان قرائت میشده است؛ امری که نشان از وجود ترتیبی شناختهشده و تدوینیافته در آن عصر دارد. ابن حجر عسقلانی در کتاب فتح الباری این روایت را ذکر میکند که: «از اصحاب رسول خدا (صلی الله علیه و سلم) پرسیدیم و گفتیم: شما چگونه قرآن را حزببندی (تقسیم) میکردید؟ گفتند: آن را به دستههای ۳ سورهای، ۵ سورهای، ۷ سورهای، ۹ سورهای، ۱۱ سورهای، ۱۳ سورهای و حزبِ مُفَصَّل از سوره "ق" تا پایان قرآن تقسیم میکردیم.» سپس خود میگوید: این [روایت] نشان میدهد که ترتیب سورهها به همین صورتی که اکنون در مصحف وجود دارد، در زمان پیامبر (صلی الله علیه و سلم) نیز برقرار بوده است. (فتحالباری، ابنحجر، ج ۹، ، ص ۴۲)»
افزون بر آن، ادله عقلی نیز بر اهتمام پیامبر اکرم ﷺ به حفظ و تدوین قرآن دلالت دارند؛ چنانکه در روایات متواتر نیز از ایشان نقل شده است: «إِنِّی تارِکٌ فِیکُمُ الثَّقَلَیْنِ کِتابَ اللهِ وَ عِتْرَتِی...» (من در میان شما دو چیز گرانبها به امانت میگذارم: کتاب خدا و عترتم...). تعبیر «کتاب الله» در روایت ثقلین، دربارهی قرآن، نیازمند صورتی معهود و شناختهشده و مشخص نزد مردم است؛ چرا که به اوراق پراکنده در گوشه و کنار، لفظ «کتاب» اطلاق نمیشود. از سوی دیگر، در بهکارگیری واژهی «کتاب» در این حدیث هیچ اختلافنظری میان فرقههای اسلامی وجود ندارد (بر خلاف تعابیر «عترتی» و «سنتی» که محل اختلاف لفظی است)؛ همین اطلاقِ واژهی «کتاب» خود دلیل روشنی بر گردآوری و تدوینیافتگی قرآن در آن عصر است.
دیدگاه شماری از دانشمندان و محققان درباره نگارش و جمع قرآن کریم در عصر پیامبر اکرم ﷺ
بسیاری دیگر از محققان نیز بر نگارش و گردآوری قرآن در عصر پیامبر اکرم ﷺ تأکید ورزیدهاند، از آن جمله:
• دکتر الصغیر بر این باور است که تحلیل و تحقیق علمی اقتضا میکند تمام قرآن در زمان حیات پیامبر اکرم ﷺ نوشته و جمعآوری شده باشد.
• حارث محاسبی (م ۲۴۳ هـ) کتابت قرآن را امری نوظهور ندانسته و تاکید میکند که پیامبر ﷺ همواره دستور به نگارش آن میدادند، هرچند در آن زمان نوشتهها بر روی تکه پوستها، استخوانها و چوبهای پهن درخت خرما پراکنده بود.
• باقلانی (م ۴۰۳ هـ) نادیده گرفتن اهتمام پیامبر ﷺ و صحابه به ضبط و حفظ دقیق قرآن را ناشی از جهل دانسته و شائبهی بیتوجهی به ثبت کلام وحی را بهشدت رد میکند.
• حاکم نیشابوری (م ۴۰۵ هـ) با نقل روایتی از زید بن ثابت که میگوید: «ما نزد رسول خدا قرآن را از روی تکهپوستها گردآوری و مرتب میکردیم»، این حدیث را دلیلی روشن بر جمعآوری قرآن در عصر نبوی میداند.
• ابوشامه (م ۶۶۵ هـ) هدف اقدامات بعدی را تنها نسخهبرداری و انتقال دقیق از روی همان متنی میداند که در حضور پیامبر ﷺ نوشته شده بود.
• خازن (م ۷۲۵ هـ) و زرکشی (م ۷۹۴ هـ) هر دو تصریح میکنند که قرآن با همین ترتیب و جمعآوری فعلی، در زمان رسول خدا ﷺ شکل گرفته و تثبیت شده بود.
• نیشابوری (م ۷۲۸ هـ) تصریح میکند که با نزول هر آیه یا سوره، پیامبر ﷺ به کاتب وحی دستور میدادند آن را در جای مشخص خود و در کنار سوره مربوطه قرار دهد.
• ابن حجر عسقلانی (م ۸۵۲ هـ) با اشاره به تقسیمبندی و حزببندی سورهها توسط صحابه در زمان پیامبر ﷺ نتیجه میگیرد که ترتیب سورهها دقیقاً به همین صورتِ کنونی در عصر پیامبر ﷺ وجود داشته است.
• علمای معاصر (زنجانی، زرقانی، محمد غزالی و عبدالصبور شاهین) همگی متفقالقولند که قرآن کریم در زمان حیات رسول خدا ﷺ با نهایت دقت، انضباط و اهتمام، هم بر سینهها حفظ شده و هم به صورت مکتوب و شفاهی کاملاً به ثبت رسیده بود.
[1] . علامه طبرسی به نقل از سید مرتضی می نویسد: "... همانا علم و یقین به صحت نقل قرآن، همانند علم به وجود شهرها، حادثههای بزرگ، رویدادهای عظیم، کتابهای مشهور و اشعار مکتوب عرب است؛ چراکه انگیزه و اهتمام برای نقل و حفاظت از آن بسیار شدید و فراوان بوده است. این اهتمام به مرتبهای رسیده که در هیچیک از مواردِ یادشده به این اندازه نبوده است؛ زیرا قرآن معجزهی پیامبری و سرچشمهی علوم شرعی و احکام دینی است. دانشمندان مسلمان در حفظ و پاسداری از آن به نهایتِ تلاش رسیدند، تا آنجا که دربارهی هر چیزی که در آن اختلاف شده بود — از اعراب، قرائت، حروف و آیات آن — آگاهی کامل یافتند... همانا قرآن در روزگار رسول خدا (ص) به همین صورتی که هماکنون هست، گردآوریشده و مرتب بود؛ زیرا قرآن در آن زمان بهطور کامل تدریس و حفظ میشد، تا جایی که پیامبر (ص) گروهی از صحابه را مخصوصِ حفظ قرآن گماشت. قرآن بر پیامبر (ص) عرضه میشد و چندینبار نزد ایشان ختم گردید. همهی این موارد با اندکی تأمل نشان میدهد که قرآن، گردآوریشده و دارای ترتیب بوده است، نه پراکنده و تکهتکه. وی همچنین یادآور شده است که مخالفانِ این نظر از میان امامیه و حشویه، مخالفتشان اعتباری ندارد؛ چراکه این مخالفت تنها به گروهی از اصحاب حدیث بازمیگردد که روایات ضعیفی را نقل کرده و گمان بر صحت آنها بردهاند؛ حال آنکه با چنین روایاتی نمیتوان از امرِ معلوم و صحیح دست کشید. (مجمعالبیان، ج ۱، ص ۱۵)
و آیتالله بروجردی چنین میگوید که: «اما روایاتی که از طریق هر دو گروه (شیعه و اهلسنت) دربارهی کیفیت گردآوری قرآن نقل شده و از مدرکهای معتقدان به تحریف نیز به شمار میرود، همگی ساخته و پرداختهی دو طرف است؛ چنانکه با کمی تأمل در آنها این امر آشکار میشود: اهلسنت هنگامی که خواستند شیخین (ابوبکر و عمر) را بزرگ بدارند و مناقب آنان را بیان کرده و فضائلشان را افزون جلوه دهند، از پیش خود این روایت را ساختند که: عمر نزد ابوبکر آمد و گفت: هفتصد نفر از قاریان و حافظان قرآن در جنگ با اهل ردّه (مرتدان) کشته شدهاند و من بیم آن دارم که با مرگ حافظان، قرآن از میان مسلمانان رخت بربندد؛ پس دستور بده تا تمام قرآن در یک نسخه گردآوری شود تا از حوادثِ روزگار محفوظ بماند. ابوبکر گفت: من دست به کاری نمیزنم که رسول خدا (ص) آن را انجام نداده است. اما عمر اصرار ورزید تا آنکه خداوند سینهی ابوبکر را برای این کار گشود، همانگونه که سینهی عمر را گشوده بود. پس ابوبکر مسئولیتِ جمعآوری قرآن را به «زید بن ثابت» (یکی از کاتبان وحی) واگذار کرد. او نیز در ابتدا امتناع ورزید، اما سپس خداوند سینهی او را هم گشود و به گردآوری قرآن اقدام کرد. همچنین هنگامی که خواستند بر خلافت ابوبکر اجماعسازی کنند و برای عدم حضور علی (ع) در مسجد جهت بیعت، عذرتراشی کنند، روایت کردند که: علی (ع) برای بیعت نزد ابوبکر نرفت. پس ابوبکر کسی را به نزد او فرستاد و از او پرسید: آیا بیعت با مرا ناپسند میدانی که نزد من نمیآیی؟ علی (ع) پاسخ داد: من بیعت با تو را ناپسند نمیدانم بلکه به آن راضی هستم؛ ولی رسول خدا (ص) به من وصیت فرموده که ردایی بر دوش نیندازم یا از خانه بیرون نروم تا زمانی که تمام قرآن را بین دو جلد گرد آورم. اهلسنت این مقدار را برای رسیدن به هدف خود (توجیه عدم بیعت اولیه) نقل کردند. سپس شیعیان، هنگامی که خواستند عدم رضایت علی (ع) از خلافت ابوبکر و نقطهضعفی برای او و خلفای بعدی اثبات کنند، ادامهی این روایت را چنین نقل کردند که: علی (ع) مشغول جمعآوری قرآن شد و چون از آن فارغ گشت، به مسجد آمد و مردم را ندا داد که: «این همان قرآنی است که رسول خدا (ص) مرا به جمعآوری آن فرمان داد و من آن را گرد آوردم.» اما به او گفتند: ما نیازی به این قرآن نداریم و آنچه از قرآن نزد ماست، ما را کفایت میکند! علی (ع) فرمود: «من آن را بر شما عرضه کردم تا حجت تمام شود و از این پس هرگز آن را نخواهید دید مگر در دست دوازدهمین فرزندم، مهدی (ع).» سپس به خانه بازگشت و پس از آن هیچکس قرآنِ او را ندید؛ بلکه آن قرآن نزد امامان بود و اکنون نزد حضرت مهدی (ع) است. بنابراین، هر دو گروه (شیعه و سنی) خواستند پیشوایان خود را از خطا منزه ساخته و مناقب آنان را بیان کنند، اما ندانستند که با کتاب خداوند متعال چه کردند.»