نکات لغوی-ادبی (بقره/102)
اتَّبَعوا: [یهودیانِ بعد از حضرت سلیمان] تبعیت کردند، پیروی کردند، یا به سراغ ... رفتند: «معنی اتَّبَعوا: ... اَو قَصَدوا»
ما: آنچه [یعنی: آن سحر و جادوهایی که].
تَتلوا: میخوانْد، یا تبعیت و پیروی میکرد، یا دروغ میبست، به دروغ نسبت میداد.
الشَّیٰطینُ: جنها
عَلیٰ مُلکِ سُلَیمٰنَ: در زمان و عهد پادشاهی سلیمان (با این فرض که «تَتلو» به معنای «تقرأ» باشد)؛ یا بر پادشاهی سلیمان (با این فرض که «تَتلو» به معنای «تکذب» باشد).
ما تَتلُوا الشَّیٰطینُ عَلیٰ مُلکِ سُلَیمٰنَ: آنچه [یعنی: آن سحر و جادوهایی] که جنها در زمان تاج و تخت سلیمان [برای مردم] میخواندند یا از آن پیروی میکردند و آن را به کار میگرفتند و بدینوسیله مردم را سحر میکردند [و یهود در زمانهای بعد، این سحر و جادو را به خود سلیمان «ع» نسبت دادند و به آن مشروعیت بخشیدند].
ما کَفَرَ سُلَیمٰنُ: سلیمان کافر نشد [یعنی سحر و جادو به کار نگرفت].
یُعَلِّمونَ: در حالیکه یاد میدادند.
- جمله، حالیه است، مثل: جاءَ الطِّفلُ یَضحَکُ.
مآ اُنزِلَ: [پیروی میکردند از] آنچه که نازل گردید یا [تعلیم میدادند] آنچه [را] که نازل گردید.
- بعضی گفتهاند: «ما» نافیه است، یعنی: چیزی بر دو مَلَک نازل نشد.
المَلَکَینِ: دو فرشته
بِبابِلَ: در بابل
- «باء» به معنای «فی» است.
هاروتَ وَماروتَ : اسم دو فرشته. عطفبیان «المَلَکَینِ».
مِن اَحَدٍ: هیچکس را. «مِن» زائده است.
حَتّیٰ یَقولا: مگر اینکه بگویند.
- «حَتّیٰ» قبل از مضـارعِ منصوب، یکی از این سه معنا را دارد:
الف. اِلیٰ، مثل: «لَن نَبرَحَ عَلَیهِ عـٰکِفینَ حَتّیٰ یَرجِعَ اِلَینا موسیٰ» (طه/91).
ب. کَی (برای اینکه)، مثل: «وَلا یَزالون یُقاتِلونَکُم حَتّیٰ یَرُدّوکُم عَن دینِکُم» (بقره/217).
ج. اِلّا، مثل: «وَما یُعَلِّمانِ مِن اَحدٍ حَتّیٰ یَقولا اِنَّما نَحنُ فِتنَةٌ» (بقره/102).
اِنَّما: فقط.
فِتنَةٌ: [وسیله] آزمایش.
یُفَرِّقونَ: جدایی میاندازند.
المَرءِ: مرد.
بِضآرّینَ: ضررزنندگان.
- اسم فاعل از «ضَرَّ، یَضُرُّ»؛ خبر «ما» شبیه به «لَیسَ» و «باء»، زائده است.
یَتَعَلَّمونَ: یاد میگیرند.
لَمَنِ اشتَرىـٰهُ: قطعاً هر کس آن [سحر] را [به قیمت از دست دادن دینش] برگزیند.
مِن خَلاقٍ: هیچ نصیب و بهرهای
لَبِئسَ ما: بدچیزی است آنچهکه،
- «وَ اللامُ فی «لَبِئسَ ما» جَوابُ قَسَمٍ مَحذوفٍ تَقدیرُه: وَاللهِ لَبِئسَ ما»
شَرَوا : فروختند.
لَو کانوا یَعلَمونَ: ای کاش میدانستند («لَو» معنای تمنی دارد)، یا اگر میدانستند [به دنبال سحر نمیرفتند] (در این صورت «لَو» معنای شرط دارد).
منبع: در محضر قرآن کریم، ج1، صص 50 و 51
اشاره روایی (بقره/102)
عَنِ الصّادِقِ (ع) فی تِعدادِ الکَبائِرِ وَبَیانِها: ... وَالسِّحرُ لِاَنَّه تَعالیٰ یَقولُ: «وَلَقَد عَلِموا لَمَنِ اشتَرىـٰهُ ما لَه فِی الـٔاخِرَةِ مِن خَلاقٍ.»
امام صادق (ع) در مورد تعداد گناهان کبیره و تبیین آن فرمودند: (یکی از آنها) سحر است؛ زیرا خداوند متعال می فرماید: «و قطعاً میدانستند که هر کس آن (جادو) را بخرد، هیچ بهرهای در قیامت ندارد.»
منبع: نورالثقلین، ج1، ص110
وَاتَّبَعوا ما تَتلُوا الشَّیٰطینُ عَلیٰ مُلکِ سُلَیمٰنَ وَما کَفَرَ سُلَیمٰنُ وَلٰکِنَّ الشَّیٰطینَ کَفَروا یُعَلِّمونَ النّاسَ السِّحرَ ... (بقره/102)
(یهود) از آنچه شیاطین در (دوران) پادشاهی سلیمان میخواندند، پیروی کردند. سلیمان (با گناه جادوگری) کافر نشد؛ اما شیاطین کافر شدند که به مردم سحر و جادو میآموختند...
در زمان حضرت سلیمان «ع» گروهی در کشور او به سحر و جادوگری پرداختند. سلیمان «ع» دستور داد تمام نوشتهها و اوراق آنها را جمعآوری و در محل مخصوصی نگهداری کنند؛ شاید به این دلیل که مطالب مفیدی برای دفع سحر ساحران در میان آنها وجود داشت. پس از وفات حضرت سلیمان «ع» گروهی آنها را بیرون آوردند و شروع به اشاعه و تعلیم سحر کردند. بعضی، از این موقعیت استفاده کردند و گفتند که سلیمان اصلا پیامبر نبود؛ بلکه به کمک همین سحر و جادوگریها به کشورش مسلط شد. هنگامی که پیامبر اسلام «ص» ظهور کرد و ضمن آیات قرآن گفت که سلیمان «ع» از پیامبران خدا بوده است، بعضی از علمای یهود گفتند: از محمد تعجب نمیکنید که میگوید سلیمان پیامبر است؛ درحالیکه او ساحر بوده است؟ این گفتار یهود، علاوه بر اینکه تهمت و افترای بزرگی به این پیامبر بزرگ الهی محسوب میشود، لازمهاش کفر سلیمان «ع» است؛ زیرا طبق گفته آنان سلیمان، مردی ساحر بوده که خود را به دروغ پیامبر خوانده و این عمل موجب کفر است. این آیه در پاسخ آنها نازل شد.
اختلاف قرائت در آیه شریفه:
ابن عامر، حمزه، کسایی و خلف «ولکنِ الشیاطینُ» و باقی قراء بهصورت «ولکنَّ الشیاطینَ» خواندهاند.
منبع: قرآن حکیم (ویژه عموم مردم)، ص16
نکات نگارشی و علامتگذاری (بقره/102)
«سُلَیمٰن»، «هاروت»، «ماروت»
اصل کلی در مورد رسم واژگان غیرعربی در سراسر قرآن کریم:
بر اساس علم رسم المصحف، تمامی نامهای اعجمی بهکاررفته در قرآن از جمله: ابرٰهیم، اسمٰعیل، اسحٰق، هٰرون، عمرٰن و لقمٰن در همه مصاحف به حذف الف نوشته شدهاند؛ اما نامهایی مانند طالوت، جالوت، یاجوج و ماجوج که در عربی به کار میروند، به اثبات الف نگارش شدهاند. باید توجه داشت حکم حذف الف در چهار واژه سُلَیمٰن، صٰلِح، مٰلِک و خٰلِد با وجودی که غیراعجمی هستند بهخاطر کثرت استعمال نیز جاری است.
رسم چهار نام هاروت، ماروت، هامان و قارون در اثبات الف یا حذف آن مختلف است؛ اما اکثر مصاحف، آنها را به اثبات الف نگاشتهاند. مصحف کمعلامت مرکز طبع و نشر قرآن کریم نیز بنا به قول اکثر، این چهار نام را به اثبات الف نگاشته است.
برای آشنایی بیشتر با انواع ضبط عبارات در مصاحف مختلف کشورهای اسلامی، میتوانید به دانشنامه قرائت و کتابت قرآن کریم مرکز طبع و نشر قرآن مراجعه کنید.